ققنوس بی بال در اوج آسمان

سیاسی،فرهنگی،تاریخی ،مذهبی و اجتماعی

۶۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

گزیده تر برد کالا

موافقین ۰ مخالفین ۰

با لب تشته جان می دهم ولی کشور وعزت خود به دشمن نمی دهم

موافقین ۰ مخالفین ۰

تیم های هسته ای با اسکورت شیاطین و بدون اسکورت

موافقین ۰ مخالفین ۰

چرا قریش از علی ع دفاع نمیکند

   آیا قریش مى توانست کینه على (ع) را به دل نگیرد؟ آنان چگونه مى توانستند خون عزیزان خود را فراموش کنند؟

در سال هشتم هجرى مکّه فتح شد و کفّار قبیله قریش، مسلمان شدند، امّا آنان کینه على (ع) را از یاد نبردند.

وقتى پیامبر از دنیا رفت، کینه هایى که در دل ها بود، بار دیگر زنده شد، آن ها وقتى دیدند ابوبکر به خلافت رسید، خوشحال شدند و بعضى از آنان حتّى عُمَر را در هجوم به خانه فاطمه (س) یارى کردند.

خالد بن ولید از خاندان قریش بود، پدرِ او به دست على (ع) کشته شده بود. خالد بن ولید در روز هجوم به خانه فاطمه (س)، همراه عُمَر بود و او را یارى کرد.[1] (کتاب سلیم بن قیس، ص 387)

....

وقتى مردم با ابوبکر بیعت کردند، ابوسفیان نزد على(ع) آمد و چنین گفت:

«اى على! دستت را بده تا با تو بیعت کنم».[3] (الامامة و السیاسة، ج 1، ص 30؛ و راجع الاحتجاج، ج 1، ص 207، ح 38؛ و کنز العمّال، ج 5، ص 654؛ و تاریخ طبری، ج 2، ص 450)

این کار ابوسفیان خیلى عجیب بود، ابوسفیان کسى بود که براى کشتن پیامبر، جنگ بدر و اُحد را به راه انداخت. على(ع) مى دانست که ابوسفیان به دنبال بهانه اى است تا میان مسلمانان اختلاف بیاندازد.

على(ع) به ابوسفیان گفت:

«اى ابوسفیان! تو از این سخنان خود قصدى جز مکر و حیله ندارى».[4] (بحار الانوار، ج 22، ص 520)

موافقین ۰ مخالفین ۰

از کاباره تا جبهه

زن در حالی که سرش رو بالا نمی گرفت گفت: مهین هستم، شوهرم چند وقته که مرده، مجبور شدم که برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا! شاهرخ ،حسابی به رگ غیرتش برخورده بود ،دندانهایش را به هم فشار می داد ،رگ گردنش زده بود بیرون ،بعد دستش رو مشت کرد و محگم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت: ای لعنت بر این مملکت کوفتی!!

موافقین ۰ مخالفین ۰