ققنوس بی بال در اوج آسمان

سیاسی،فرهنگی،تاریخی ،مذهبی و اجتماعی

سالروز شهادت شهیدمظلوم دکتربهشتی و ویارانش را به او تبریک و به ما تسلیت باد/خارچشم دشمن راشهید کردند

زندگی شهید بهشتی از تولد تا شهادت در شبکه مستند

مستند «ستاره‌های سوخته» ساخته حاجعلی محمدی به مناسبت واقعه هفتم تیر 1360 در یک قسمت 30 دقیقه‌ای از شبکه مستند پخش می‌شود.

به گزارش خبرگزاری فارس، «ستاره‌های سوخته» زندگی شهید دکتر بهشتی را از تولد تا شهادت به تصویر می‌کشد و نگاهی ویژه نیز به واقعه هفت تیر 1360 خواهد داشت.

شهید بهشتی، سیاست‌مدار و فقیه ایرانی و اولین رئیس دیوان عالی کشور پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، اولین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی و نایب رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی بود.

وی سرانجام در سمت ریاست قوه قضاییه، در شامگاه ۷ تیر سال ۱۳۶۰ در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار بمب همراه با 72 تن از شخصیت‌های سیاسی و مذهبی کشور به شهادت رسید. این حادثه از جمله اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق ـ‌منافقین ـ در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب محسوب می‌شود.

«ستاره‌های سوخته» یکشنبه 7 تیرماه ، ساعت 12:30 از شبکه مستند سیما پخش می‌شود.

انتهای پیام/

۰۷ تیر ۹۴ ، ۱۰:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ققنوس بی بال در اوج آسمان

بهترین موتور ساز تهرون و از اولین یاران دکتر چمران تو جنگ های نا منظم. . ./ایشان ناشناس میدون خراسانه

 ایشان ناشناس میدون خراسانه. . .
روبروی بوستان کوثر . . .
اوستا جلیل موتور ساز . . .
بهترین موتور ساز تهرون و از اولین یاران دکتر چمران تو جنگ های نا منظم. . .
در اوایل جنگ، ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران احتیاج به تعدادی موتور سوار داشت، جلیل نیز به همراه چندین نفر از موتور سواران به منطقه رفتند. در طول ایامی که در جبهه بود، عملیات‌های چریکی انجام می‌داد؛ ۴۵ تانک ارتش بعث عراق را با آرپی‌جی منهدم کرد؛ آن موقع که خاکریز نبود؛ اما در بیابان‌های جنوب شجاعانه به همراه شهید چمران در منطقه جنگید.

سال ۶۱ که ترکش خمپاره درست خورد تو جمجمه اش گفتن شهید شد و بردنش سرد خونه . . .
ولی تو سردخونه دیدن که زنده است، جلیل به مدت ۴۵روز در بیهوشی بود؛ و الان این جمجمه ای که داره مصنوعیه . . .
حالا از دست راستش هم بگذریم که کلا کار نمیکنه . . .
چند سال بعد به همراه پدرش میرن جماران خدمت امام (ره) . . .
وقتی امام جلیل رو بغل میکنن و کاسه ی سرشو میبینن، گریه میکنن . . .

اوستا جلیل حتی نمیتونه حرف بزنه . . .
فقط چند کلمه : سلام، بله، آقا، نه و یا علی . . .
باباش جانباز انقلاب . . . برادرش شهید جنگ . . . خودش هم شهید زنده . . .
ـ جلیل میخنده، وقتی پدرش از امام تعریف میکنه . . .
ـ گریه میکنه، وقتی پدرش از خاطرات ابوالفضل برادر شهیدش میگه . . .
ـ و با اشاره از پدرش میخواد سکوت کنه، وقتی که پدرش می‌خواد از کارهایی که جلیل در جبهه کرده بود حرف بزنه . . .

خیلی مردی اوستا جلیل، خیلی مردی . . .

۰۷ تیر ۹۴ ، ۱۰:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ققنوس بی بال در اوج آسمان

فراموشی چی نیست؟!

۰۵ تیر ۹۴ ، ۱۴:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ققنوس بی بال در اوج آسمان

فعلاً استراحت کن و یه دوش بگیر!

۰۵ تیر ۹۴ ، ۱۴:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ققنوس بی بال در اوج آسمان

شهید عباس بابایی

روزی هنگام مرخصی به زادگاهم رفتم. پس از مراجعت به پایگاه، خانواده‌ام را مقابل منزل پیاده کرده، برای انجام کاری، خواستم بیرون از پایگاه بروم؛ ولی ماشین روشن نشد، مجبور شدم آن را تا مسافت زیادی هُل بدهم و تا مقابل مسجد پایگاه بکشانم. شخصی از مسجد بیرون آمد و به من سلام کرد. وقتی فهمید ماشین روشن نمی‌شود، گفت: در ماشین طناب داری؟ پرسیدم: طناب برای چه می‌خواهی؟ گفت: می‌خواهم ماشین را بکسل کنم. گفتم: شما که ماشین نداری... گفت: عیبی ندارد، اگر طناب داری، به من بده. بعد از آنکه طناب را گرفت، یک سرش را به ماشین و سر دیگرش را به کمر خود بست و ماشین را کشید. من از این جریان ناراحت شدم و خیلی اصرار کردم که آن کار را نکند؛ ولی نتوانستم مانع او بشوم. به هر ترتیب تا مسافتی ماشین را کشاند. ناگهان متوجه شدم چند خودروی سواری و نظامی کنار ما ایستاده‌اند و همگی به آن شخص می‌گویند: «جناب سرهنگ! سلام، کمک نمی‌خواهید»؟ وقتی دیدم همه او را سرهنگ خطاب کردند، از خجالت عقب عقب رفته، داخل جوی آب افتادم. ایشان مرا بیرون آورد و خنده کنان گفت: «چرا داخل جوی آب رفتی؟ می‌خواهی شنا کنی؟ من با ترس و خجالت گفتم: ‌جناب سرهنگ! ببخشید، شما را نشناختم! گفت: به من نگو جناب سرهنگ، من هم آدمی مثل تو هستم. وقتی از ایشان اسمش را پرسیدم، گفت: برادر کوچک شما، عباس بابایی هستم. تا گفت عباس بابایی، فهمیدم فرمانده پایگاه است. تمام بدنم بخاطر خجالت و شرمندگی توأم با ترس، از عرق خیس شد...


منبع : راوی: حمید احمدی، ر.ک: سروهای سرخ، ص206 ـ204

۰۵ تیر ۹۴ ، ۱۴:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ققنوس بی بال در اوج آسمان